Loading

چند لحظه ...
کتاب نام باد

کتاب نام باد
کتاب اول، جلد اول، سه‌گانه خاطرات کوئوت شاه‌کش

نسخه الکترونیک کتاب نام باد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب نام باد

درباره‌ی کتاب نامِ باد

کتاب «نامِ باد» با عنوان انگلیسی « The Name of the Wind» برای اولین بار در سال 2007 منتشر شد. این کتاب اولین جلد از مجموعه «کوئوتِ شاه کش» به قلم «پاتریک راتفوس» است. کتاب «نام باد» پس از انتشار با استقبال فراوانی از سوی مخاطبین رو‌به‌رو شد و اسم راتفوس را به عنوان نویسنده‌ای توانا بر سر زبان‌ها انداخت.

«نام باد» رمانی تخیلی ترسناک در سبک فانتزی است و برای گروه سنی کودک و نوجوان مناسب است. نام باد در دنیای خیالی تِمِرانت اتفاق می‌افتد. تِمِرانت یک قاره‌ی بزرگ است  که شناخته شده‌ترین قسمت آن 4 گوشه‌ی تمدن نام دارد به چندین کشور و فرهنگ تقسیم می‌شود. اکثر کشورهای پیرو آئینی مشابه یکدیگرند.

در این سرزمین سحر و جادو نیز وجود دارد اما از قوانین و اصول کاملا تعریف شده پیروی می‌کند و فقط کسانی می‌توانند از آن استفاده کنند که به صورت حرفه‌ای و علمی آموزش دیده‌اند.

در این سرزمین مرد جوان و با استعدادی به اسم «کوئوت» زندگی می‌کند که از نیروی منحصربه‌فرد جادوگری برخوردار است و به مشهورترین و نامدارترین جادوگر زمان خود تبدیل می‌شود. مردی که ملقب به «وقایع نویس» است، داستان کوئوت را در طول سه روز ثبت می‌کند. این داستان از جایی شروع می‌شود که کوئوت یک پسربچه‌ی یازده ساله بود .«نام باد» شرح ماجراهایی است که قهرمان داستان در روز اول تعریف می‌کند.

کتاب «نام باد» را مریم رفیعی به زبان فارسی ترجمه کرده و انتشارات بهنام آن را در سال 1395 به بازار عرضه کرده است. امکان خرید نسخه‌ی الکترونیکی سه‌گانه‌ی «کوئت شاه کش» با ترجمه‌ی «مریم رفیعی» از همین صفحه امکان‌پذیر است.

فصل‌های کتاب نامِ باد

کتاب «نامِ باد» در 29 فصل نوشته شده و 10 فصل ابتدایی آن به ترتیب زیر است:

مقدمه: سکوتی سه‌ بخشی

فصل اول: مکانی برای اهریمنها

فصل دوم: یک روز زیبا

فصل سوم

فصل چهارم: در نیمه راه ناکجاآباد

فصل پنجم: یادداشت

فصل ششم . بهای به خاطر آوردن

فصل هفتم: از آغاز و نام چیزها

فصل هشتم . یک مشت دزد. ملحد و بدکاره

فصل نهم: سواری در واگن با بن

فصل دهم: آلار و چندین سنگ

 

درباره‌ی پاتریک راتفوس نویسنده‌ی کتاب نامِ باد

«پاتریک راتفوس»، نویسنده‌ی سرشناس داستان‌های حماسی و فانتزی است. او در سال 1973 در ویسکانسین ایالات متحده به دنیا آمد و شهرت خود را پس از انتشار سه‌گانه‌ی «شاه کوئوتِ شاه کش» به دست آورد.

راتفوس مانند بسیاری از نویسندگان داستان‌های فانتزی در دوران کودکی و نوجوانی به قصه‌های علمی و تخیلی علاقه‌ی فراوان داشت و از سن کم نویسندگی را آغاز کرد. او تحصیلات خود را در رشته‌ی ادبیات انگلیسی ادامه داد و از دانشگاه ویسکانسین فارغ التحصیل شد. راتفوس  مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه ایالتی واشنگتن دریافت کرد و پس از آن به تدریس مشغول شد.

او پیش از آنکه به یک نویسنده‌ی تمام وقت تبدیل شود، در مجلات نویسندگی ستون طنز را برعهده داشت. اولین اثر راتفوس تحت عنوان «نام باد» در سال 2007 منتشر شد. ایده‌ی نوشتن این رمان زمانی به ذهن راتفوس رسید که در مقطع لیسانس تحصیل می‌کرد و تصمیم گرفت یک کتاب کاملا جدید بدون ویژگی‌های عام ژانر فانتزی خلق کند. او و توانست جایزه‌ی «کوئیل» را برای داستان علمی، تخیلی و ترسناک را برای خود به ارمغان بیاورد. در سال 2008 نیز جایزه‌ی «الکس» را از آن خود کرد.

راتفوس قصه‌ی کتاب پیشین خود را با مجموعه‌ی «ترس مرد فرزانه» ادامه داد و این بار توانست به صدر لیست کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز برسید.

از دیگر فعالیت‌های پاتریک راتفوس می‌توان به ساخت پادکست اشاره کرد. او پادکست خود را با نام «The Story Board» در سال 2012 راه اندازی کرد و نویسندگان مختلفی در آن حضور داشتند. علاوه بر آن راتفوس با «جیمز ارنست» برای ساخت یک بازی استراتژیک انتزاعی به نام «Tak» همکاری داشته است. این بازی بر اساس داستان «ترس مرد فرزانه» طراحی شده است.  

در بخشی از کتاب نامِ باد می‌خوانیم

یکی از آن روزهای زیبای پاییزی بود که در داستان‌ها فراوان و در دنیای واقعی به ندرت یافت می‌شود. هوا گرم و خشک بوده بهترین هوای ممکن برای بارور کردن یک مزرعه‌ی یا غلات. درخت‌های دو طرف جاده در حال تغییر رنگ بودند. درخت‌های بلند صنوبر به رنگ زرد درآمده بودند و بوته‌های سماق کنار جاده رنگ قرمز تندی به خود گرفته بودند. فقط درخت‌های بلوط قدیمی ظاهرا تمایلی به رها کردن تابستان نداشتند و برگ‌هایشان همچنان ترکیبی از طلایی و سبز بود.

تمام این نشانه‌ها حاکی از یک چیز بود: نمی‌توانستی انتظار یک روز بهتر را برای این داشته باشی که نیم دوجین سرباز کهنه‌کار با تير و کمان‌های شکاری دار و ندارت را بدزدند.

وقایع نویس گفت: «اسب درست و درمونی نیست، قربان. به درد کشیدن گاری می خوره و وقتی بارون میاد...»

مرد با تکان تند دست حرفش را قطع کرد. «گوش کن، رفیق، پادشاه پول خوبی واسه هر حیوون چهارپایی که حداقل یه چشمش سالمه می‌ده. اگه شیرین عقل بودی و سوار اسب چوبی هم شده بودی، ازت می گرفتمش.»

رهبرشان مانند فرمانده ها رفتار می کرد. وقایع نویس حدس زد او تا مدتی پیش یکی از افسران دون پایه ی ارتش بود. با لحنی جدی گفت:«بیا پایین. کارمون که تموم شد. می‌تونی به راهت ادامه بدی,»

وقایع نویس از اسبش پایین آمد. قبلا هم از او دزدی شده بود و می‌دانست که بحث کردن مشکلی را حل نمی‌کند. این آدم‌ها کارشان را بلد بودند. انرژی شان را صرف شاخ و شانه کشیدن یا تهدیدهای توخالی نمی کردند. یکی از آنها اسب را بررسی کرد و نگاهی به سم، دندان‌ها و افسارش انداخت. دو نفر دیگر مانند نظامیان ماهر پالانش را گشتند و همه ی وسایلش را روی زمین چیدند. دو پتو یک شنل کلاه دار، خورجین چرمی و کیف مسافرتی پروپیمانش.

یکی از آن‌ها گفت: «فقط همینه. فرمانده. البته یه بیست پوند هم جو همراهشه.»

فرمانده زانو زد و در خورجین چرمی را باز کرد و نگاهی به داخل آن انداخت.

وقایع نویس گفت: «چیزی جز کاغذ و قلم توش نیست.»

فرمانده از بالای شانه به او نگاه کرد.«پس کاتبی؟»

وقایع نویس سر تکان داد. «از این کار امرار معاش می‌کنم. به درد شما نمی‌خوره.»

مرد محتویات خورجین را گشت. از صحت حرف او مطمئن شد و آن را کنار گذاشت. بعد کیف مسافرتی وقایع‌نویس را روی شنل باز او خالی و محتویاتش را بررسی کرد.

 

مشخصات کتاب نام باد

  • ناشر انتشارات بهنام
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۳۵,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.9 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۸ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب نام باد

کاش این قانون رعایت حق نشر یه کتاب (خرید اون) دو طرفه بود و ناشر هم به حق خواننده برای مطالعه ترجمه ای صحیح و بدون سانسور احترام میذاشت. در حال خوندن این مجموعه هستم فانتزی جذاب و گیرایی هست ولی ترجمه پر از سانسوره که فکر کنم انتشارات برای راحتر کردن کارش برای مجوز گرفتن و انتشار سریع کتاب بدون در نظر گرفتن کیفیت بوده. به متن اصلی وفادار نبوده و احترامی به شعور مخاطب نذاشته.
در ۴ سال پیش توسط Samin Ebi ( | )
شگفتا. شگفتا. چه کتابی بود. ترجمه خوبی داشت تقریبا. مدت‌ها بود فانتزی به این گیرایی با چنین پیرنگی نخونده بودم. شب بیدارم نگه‌داشت تا تمومش کنم، نمی‌تونستم گوشیمو زمین بذارم! البته کمی هم غصه می‌خورم که چنین کتابیو با سانسور خوندم. ناراحت‌کننده‌س.
در ۳ سال پیش توسط آنوشا ناروئی ( | )
واقعا عالیه. با اینکه تازه شروع کردم ولی متوجه قدرت قلم راتفوس در زمینه فانتزی شدم... فقط میشه گفت عالیه
در ۴ سال پیش توسط ami...092 ( | )
داستان عالیه ولی ای کاش ترجمه بهتر بود. ترجمه اصلا کشش نسخه اصلی رو نداره. حیف ...
در ۴ سال پیش توسط b.s...323 ( | )
واقعا احترام به شعور خواننده هم خوب چیزیه این چه ترجمه ایی هست دیگه با خوندنشم میفهمی چقد حذفیو سانسور داره نیاز نیست با نسخه اصلی مقایسه بشه یا ترجمه نکنین یا میکنین مثل آدم ترجمه کنین که اعصاب خواننده هم خورد نشه چون داره واسه این ترجمه به دردنخوره از سرهم واشده پول میده اگرچه این ترجمه داغونو کنار بزاریم کتابش فوق علادست
در ۱۱ ماه پیش توسط علی خوش سیما شهرکی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۱۴
  • ۱۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››