Loading

چند لحظه ...
کتاب شب بی‌پایان

کتاب شب بی‌پایان

نسخه الکترونیک کتاب شب بی‌پایان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب شب بی‌پایان را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۲,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب شب بی‌پایان

«آغاز من در انجام من است. عبارتی است که همیشه تکرار می‌کنند. ولی به چه معناست؟ و راستی ماجرای من از کجا آغاز می‌شود؟

باید فکر کنم و سعی کنم بفهمم...»

درباره کتاب شب بی‌پایان

کتاب «شب بی‌پایان» Endless Night یک داستان جنایی از «آگاتا کریستی» نویسنده‌ی برجسته‌ی انگلیسی است که اولین بار در 30 اکتبر سال 1967 در انگلستان  و پس از آن در ایالات‌متحده باقیمت تقریباً پنج دلار به چاپ رسید. این کتاب درباره‌ی خانه‌ای به نام بروج است که در مزایده‌ای قرار است به فروش برسد. این خانه عمارتی قدیمی بر بلندای یک تپه‌ی بسیار زیباست که هر کس رویای زندگی در آن را دارد. مردم روستای اطراف این خانه، آن را نفرین شده می‌دانند و بر این باور هستند هر کس در آنجا زندگی کند نفرین می‌شود و پس از مدتی می‌میرد. مردم روستا این خانه را کولی آباد می‌نامند و بسیار از آن نفرت دارند. پسری جوان زمانی که آگهی فروش مزایده‌ای این خانه را بر روی دیوار فروشگاه جورج اند دراگون می‌بیند بسیار شیفته‌ی آن می‌شود و برای دیدن آن راهی آن منطقه می‌شود. او هنگامی که عمارت را می‌بیند به حرف‌های روستاییان توجهی نشان نمی‌دهد و نفرین شدن خانه را خیالی واهی تصور می‌کند. او تصمیم می‌گیرد این خانه را بخرد و با همسرش به آنجا برود. حضور این زوج جوان در این عمارت نفرین شده داستان کتاب «شب بی‌پایان» نوشته‌ی «آگاتا کریستی» را شکل می‌دهد.

درباره آگاتا کریستی و آثارش

«آگاتا کریستی» Agatha Christie نویسنده‌ی داستان «شب بی‌پایان» در 15 سپتامبر سال 1890 در انگلستان به دنیا آمد. او خالق شاهکارترین داستان‌های جنایی است که رکورد بیشترین ترجمه به زبان‌های مختلف دنیا را از آن خود کرده‌اند. او معروف به ملکه‌ی جنایت و بانام اصلی آگاتا مری کلاریسا میلر Agatha Mary Clarissa Miller کودکی‌اش را در خانواده‌ای اشرافی و متمول گذراند و در جوانی به‌واسطه‌ی ازدواج با باستان‌شناسی برجسته به سفرهای زیادی ازجمله کشورهای خاورمیانه رفت. او از دهه‌ی بیست میلادی نوشتن داستان را آغاز و انقلابی عظیم در ادبیات جنایی ایجاد کرد. او علاوه‌بر نوشتن ده‌ها داستان‌ جنایی کارآگاهی، داستان‌های عاشقانه و رمانتیک نیز به چاپ رساند. او در تاریخ ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در هشتاد و پنج سالگی درگذشت.

«آگاتا کریستی» در میان خواندگان فارسی زبان نیز بسیار مشهور و محبوب است. تعداد زیادی از آثار او ازجمله «مقصد نامعلوم»، «اعلام یک قتل»، «جنایتهای میهن‌پرستانه» و «در هتل برترام» به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند که نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

کتاب «شب بی‌پایان» یکی از آثار مورد علاقه‌ی خود «آگاتا کریستی» بود که پس از انتشار تحسین افراد برجسته و صاحب‌نام را به دنبال داشت. این اثر از این نویسنده با ترجمه‌ی «مجتبی عبداللّه‌ نژاد» از سوی انتشارات هرمس در سال 1388 در ایران منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «مجتبی عبداللّه‌ نژاد» مترجم به نام و پرکار ایرانی است که ترجمه‌ی سایر آثار «آگاتا کریستی» را در کارنامه‌ی کاریش دارد. او علاوه‌ بر ترجمه‌ی داستان‌های انگلیسی زبان، فعالیت و پژوهش در حوزه‌ی ادبیات کلاسیک فارسی را نیز در کارنامه‌ی کاریش دارد.

در بخش‌هایی از کتاب شب بی‌پایان می‌خوانیم

خواب چه چیز اسرارآمیزی است. با کلی فکر و خیال درباره کولی‌ها و دشمنان ناشناخته و کارآگاه‌های نفوذی گوشه و کنار خانه و امکان آدم‌ربایی و صدها چیز دیگر به تختخواب می‌روی و خواب همه این فکر و خیالات را بکلی از تو دور می‌کند. سفری دور و دراز را در پیش می‌گیری و نمی‌دانی که کجا بوده‌ای، ولی از خواب که بیدار می‌شوی، به دنیای کاملاً جدیدی پا می‌گذاری. نه نگرانی و دغدغه‌ای. نه دل‌شوره‌ای، در عوض، هفدهم سپتامبر که از خواب بیدار شدم، شور و شوق و هیجانی داشتم.

با اطمینان به خودم گفتم: «چه روز بی‌نظیری. امروز، روز بی‌نظیری است.» جدی می‌گفتم. مثل کسانی بودم که در پیام‌های بازرگانی برای رفتن به هر جا و انجام دادن هر کار، اعلام آمادگی می‌کنند. برنامه‌ها را در ذهنم مرور کردم. برنامه‌ریزی کرده بودم که سرگرد فیلپوت را در حراجی که در خانه‌ای روستایی در حدود پانزده میلی ما برقرار بود ببینم. مقداری اشیای خیلی خوب را در آنجا به حراج گذاشته بودند و من از قبل دو سه قلم از کالاهایی را که در فهرست بود علامت زده بودم. از همه چیز پاک هیجان‌زده بودم.

فیلپوت در مورد ظروف نقره و مبلمان قدیمی و این طور چیزها اطلاعات خیلی خوبی داشت، نه از این جهت که هنرشناس و اهل هنر بود، که همه زندگی‌اش ورزش و شکار بود بلکه فقط اطلاعات داشت. همه افراد خانواده‌اش از این جهت مطلع و آگاه بودند.

موقع صبحانه فهرست را دوباره مرور کردم. الی لباس اسب‌سواری را پوشیده بود و آمده بود پایین. این روزها بیشتر صبح‌ها به اسب‌سواری می‌رفت - گاهی وقت‌ها تنها، و بعضی وقت‌ها با کلودیا. به عادت آمریکایی‌ها، صبحانه فقط قهوه و لیوانی آب پرتقال می‌نوشید و چیز دیگری نمی‌خورد. علائق من در انتخاب صبحانه که به هیچ وجه نتوانسته بودم آن را از سر بیرون کنم، اکنون شباهت بسیار به علائق اربابان دوره ویکتوریا داشت. دوست داشتم روی میز صبحانه‌ام مملو از غذاهای گرم باشد. آن روز صبح قلوه خوردم و ژامبون و سوسیس. خوشمزه بود. پرسیدم:

امروز برنامه‌ات چیه، گرتا؟

گرتا گفت که در ایستگاه مارکت جدول با کلودیا هاردکسل قرار ملاقات دارد و قرار است از آنجا به لندن به سفید حراج بروند.

پرسیدم که سفید حراج چیست:

- بعضی واقعاً باید آنجا چیزهای سفید حراج کنند؟

گرتا نگاهی تحقیرآمیز به من کرد و گفت که سفید حراج به معنی مرکز حراج ملافه و شمد و روتختی و پتو و حوله و این جور چیزهاست. یکی از فروشگاه‌های خیابان بوند، جنس‌های ارزان و خیلی مرغوبی داشت که قبلاً از آنجا فهرستی از اجناس خود را برای او ارسال کرده بودند.

مشخصات کتاب شب بی‌پایان

  • ناشر هرمس
  • تاریخ نشر ۱۳۸۰/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۸ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب شب بی‌پایان

الان تمومش کردم . روایت تلخ خیلی خیلی قوی و درگیرکننده ای بود . همین قدرت اثر گذاری و کشش باعث میشد حال و هوای داستان کاملا ادمو در بر بگیره ؛ منکه واقعا حالم بد شده همین قدرت متن در تاثیر گذاری فضای داستان یکی از نشانه های مهم کارهای اگاتا کریستی هست ضمن اینکه پایان داستان و درواقع پاسخ معما مطلقا غیر قابل حدس بود و این هم خودش در سبک کارهای ایشونه
در ۴ سال پیش توسط بنفشه ( | )
افتضاح
در ۵ ماه پیش توسط fsk...e62 ( | )
الان تمومش کردم.با نگارش های قبلی آگاتا متفاوت بود.تا وسطای داستان یه سیر طبیعی وقشنگ جلو میرفت بعد از وسط ها به بعد یکباره شوک کننده شد و ازاینحا بود که خیلی مشتاق میشی تا تمومش کنی.خیلی مهیج و قشنگ وغافلگیر کننده بود.دوسش داشتم.اگر حوصله دارید به اندازه کافی بخوانید حتما.
در ۲ سال پیش توسط fama madani ( | )
سلام به نظرم کتاب خیلی جالبی بود پایان غیر قابل حدسی داشت و عالی بود درسته روایت تلخی داره ولی نکته فوق العاده مهمی داره که مخاطب خودش باید بگیره اتفاقا یه روایت تلخ میتونه تاثیرگذاری داستان بیشتر کنه
در ۳ سال پیش توسط سمانه سمانه ( | )
بنظر من کتاب عالیه و اصلا نمیشه حدس زد و آخرش کاملا جا میخوری
در ۳ سال پیش توسط ayd...777 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • بعدی ›
  • آخرین ››