Loading

چند لحظه ...
کتاب گریز دلپذیر

کتاب گریز دلپذیر

نسخه الکترونیک کتاب گریز دلپذیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب گریز دلپذیر

خاطرات کودکی همواره یادآور بازی‌های خواهر و برادرها با هم است، اولین دوستان همه‌ی ما خواهر و برادرهایمان هستند اما صمیمیت دوران کودکی  با بزرگ‌تر شدن کمرنگ می‌شود. اگر بخواهیم در قالب کلمات طمع شیرین کودکی را حس‌کنیم و این فضای نوستالژیک را دوباره تجربه کنیم کتاب گریز دلپذیر باظرافت بی‌نظیری تصویری از کودکی را که از یادمان رفته است را بار دیگر به خاطرمان می‌آورد. آنا گاوالدا با قلم شیوا و روانش در کتاب گریز دلپذیر به سراغ تجدید خاطره‌ی کودکی چهار خواهر و برادر رفته است.

آنا گاوالدا، نویسنده پرآوازه فرانسوی

آنا گاوالدا (Anna Gavalda) در سال ۱۹۷۰ در شهر پاریس در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو هنرمند بودند و نقاشی روی ابریشم مهارت آنان بود. والدین آنا در نوجوانی او از یکدیگر جدا شدند و پس از آن او با خاله‌اش زندگی کرد. تغییر شرایط زندگی سبب شد آنا در کنار تحصیل در دبیرستان، به کارهای مختلفی از جمله فروشندگی، صندوق‌داری وگل آرایی مشغول شود. کار کردن او باعث شد آنا به درک نسبی از مسائل مختلف جامعه برسد و زودتر از همسن‌هایش بزرگ شود. هم زمان با کار، آنا گاوالدا تلاشش را برای ورود به دانشگاه کرد و از دانشگاه سوربن پذیرش تحصیلی گرفت. او پس از اتمام دانشگاه به تدریس مشغول شد و با یک دامپزشک ازدواج کرد. ثمره‌ی ازدواج آن‌ها دو فرزند بود ولی علاقه و وابستگی‌ بین‌ آن‌ها چندان پایدار نبود و موجب تداوم رابطه‌‌شان نشد و پس از چندی آنا از همسرش جدا شد.

آنا گاوالدا پس از جدایی از همسرش به طور جدی به نوشتن روی آورد و نخستین مجموعه داستانش را به نام «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» را منتشر کرد. «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» شامل دوازده داستان با درون مایه‌ی عشق بود که به سرعت مورد توجه بسیاری قرار گرفت و به زبان‌های مختلف ترجمه شد. «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» روایت زندگی زنان بود و آنا گاوالدا دغدغه‌های آنان را روایت کرد. این کتاب در ایران با ترجمه‌ی «الهام دارچینیان» از سوی «انتشارات قطره» و با ترجمه‌ی «سولماز واحدی‌کیا» از سوی «انتشارات کتاب کوله پشتی» در اختیار سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود قرار گرفته است.

آنا گاوالدا به نوشتن ادامه داد و اولین رمانش به نام «من او را دوست داشتم» را سال 2002 منتشر کرد. کتاب روایت یک زن است که همسرش او را ترک می‌کند، زن به سراغ پدر همسرش می‌رود، پدر همسرش داستان عشق قدیمی‌اش را تعریف می‌کند. گفت‌وگو شکل گرفته بین این دو شخصیت بسیار گیرا و شبیه به سرنوشت رابطه‌ی احساسی آنا گاوالدا است. «من او را دوست داشتم» بازتابی از زندگی عاطفی نویسنده است و او با تجربه از عشق خود نوشته است :«زندگی همین است... اراده راسخ‌تان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی، در می‌یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد.» نسخه الکترونیکی و صوتی «من او را دوست داشتم» در فیدیبو برای دانلود موجود است.

«۹۵ پوند آرزو» و «شکار و جمع‌آوری» دو کتاب دیگر از آنا گاوالدا است که شهرت جهانی او را بیشتر کردند به طوری که تا سال ۲۰۰۷ بیش از ۳ میلیون نسخه از کتاب‌های او در فرانسه به فروش رفت. او نوشتن را ادامه داد و داستان «گریز دلپذیر» که آخرین اثرش است را در سال 2009 منتشر کرد. آنا گاوالدا در این رمان کوتاه ماجراجویی‌های کودکی را توصیف می‌کند.

از کتاب‌های دیگرآنا گاوالدا که به فارسی ترجمه شده است می‌توان به کتاب «باهم؛ همین و بس» با ترجمه‌ی «ناهيد فروغان» و «بازی دوستانه» با ترجمه‌ی «الهام توانا» اشاره کرد. همچنین کتاب دیگری از آنا گاوالدا منتشر شده است که با دو نام متفاوت به فارسی ترجمه شده است.این کتاب با نام «پس پرده» از سوی «انتشارات چترنگ» و با نام «زیر پوست زندگی» از سوی «انتشارات کتاب پارسه» راهی بازار شده است.

سبک نوشتاری آنا گاوالدا

آناگاوالدا با نثر روان و دل‌نشینش به سرعت جای خود را در بین مخاطبان به خصوص زنان باز کرد، او برای خلق شخصیت‌های کتاب‌هایش به دنیای آن‌ها سفر می‌کند و با جمله‌های سلیس و کوتاه زندگی ‌آنان را بازگو می‌کند. او به تحقیق و معاشرت با آدم‌های واقعی می‌پردازد تا بتواند با تصویر و درک درستی به سراغ آفرینش داستان‌هایش برود. گروهی معتقدند کتاب های آناگاوالدا نها مناسب زنان است، بعضی هم فکر می‌کنند آثار او فقط برای کسانی است که تجربه‌ی شکست در روابطشان را داشته‌اند. اما واقعیت این است که قلم توانای این نویسنده در خلق داستان‌های ساده اما عمیق باعث شد او یکی از نویسندگان برجسته‌ی قرن بیستم میلادی فرانسه باشد. در مصاحبه‌ای او توصیه به خواندن آثار «جان اشتاین بك»، «رومن گاری»، «گیدوموپاسان»، «شكسپیر» و «هاروكی موراكامی» ‌می‌کند.

گریزدلپذیر، بازگشت به دوران خوش کودکی

داستان گریز دلپذیر روایت زندگی خواهر و برادرانی است که به دلیل مشغله و ازدواج از هم دور شده‌اند ولی در یک مراسم عروسی دوباره دور هم جمع می‌شوند. در این داستان شخصیت‌های داستان در مهمانی تصمیم می‌گیرند چند ساعتی را به دور از مشغله‌های دنیای بزرگسالان بگذرانند. این چهار خواهر و برادر به دنبال چشیدن دوباره‌ی طعم کودکی مهمانی را ترک می‌کنند و برای چند ساعت به دنیای کودکیشان برمی‌گردند. آن‌ها پس از مدت‌ها دوباره کنار هم قرار می‌گیرند و صمیمیت از دست رفته را بار دیگر تجربه می‌کنند. گریز دلپذیر داستانی شخصیت محور است که می‌شود با شخصیت‌های داستان همزادپنداری کرد و خود را جای آنان قرار داد. گرانس یکی از خواهران است که داستان را تعریف می‌کند؛ لولا خواهر بزرگتر او به همراه دوبرادرشان سیمون و ونسان با بازگو کردن غم‌ها و شادی‌هایشان داستان را شکل می‌دهند.

کتاب گریزدلپذیر با ترجمه‌ی الهام دارچینیان را «انتشارات قطره» منتشر کرده است و پی دی اف (pdf) آن برای خرید و دانلود در سایت و اپلیکیشن فیدیبو موجود است. الهام دارچینیان مترجم جوانی است کتاب‌های زیادی را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده است؛ از ترجمه‌های دیگر او می‌توان به «خاطرات خفته»  از «پاتریک مودیانو»، «داستان زندگی من» از «لائوشه» و «جشن بی‌معنایی» از «میلان کوندرا» اشاره کرد. الهام دارچینیان در ارتباط با رمان گریز دلپذیر می‌گوید :«گاوالدا در این کتاب هم با نوشتار صریح، واژه‌ها و جمله‌های موجزش، مشاهده‌گر سراپا چشم رویدادها و واقعیت‌هایی است که از نگاه ما دور می‌ماند یا به نظرمان بی‌اهمیت می‌رسد، همان‌ها که زیر بار روزمرگی مدفون شده‌اند. گاوالدا از نزدیک و با شیفتگی به انسان‌ها نگاه می‌کند، آن‌ها را دوست دارد، گویی برای کسانی هم که خواندن را دوست ندارند، می‌نویسد. چارچوب داستانی این اثر نیز چون آثار قبلی وی شخصیت_ محور و موقعیت_ محور است و باز هم بورژوازی و قراردادها و باورهای سترون کننده را به نقد می‌کشد و لحظه‌های زندگی واقعی را ارج می‌نهد.» کتاب گریزدلپذیررا «انتشارات شمشاد» با ترجمه‌ی «شهرزادضیایی» نیز منتشر کرده است و فایل صوتی داستان گریز دلپذیر با ترجمه‌ی «نرگس خامه‌‌ای» و با صدای «مریم پاک ذات» را «آوانامه» در اختیار فیدیبو قرار داده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم

وقتی رسیدیم، آخرین بازدید از قصر شروع شده بود. مردکی سفیدرو مثل ماست وارفته، چرک و چروک با نگاهی یخ‌زده، توصیه کرد در طبقه اول به گروه بپیوندیم. گروه بازدید عبارت بودند از توریست‌هایی سرگردان، زنانی با ران‌های وارفته، زن و شوهر آموزگاری که شبیه شیطان‌زده‌ها بودند، خانواده‌هایی جفت‌وجور، بچه‌هایی نق نقو و یک مشت هلندی. وقتی رسیدیم همه به سوی ما برگشتند. ونسان هنوز ما را ندیده بود. پشتش بود و با شور و حرارتی باورنکردنی درباره بالکن عمارتش توضیح و تفسیر می‌داد. اولین شوک: یک کت آبی رنگ رنگ ورو رفته با پیراهن راه راه به تن داشت، دکمه سرآستین هم داشت، شال گردنی نازک در یقه‌اش فرو کرده بود، شلواری عجیب و غریب با پاچه پاکتی به پاداشت. ریشش را از ته زده بود و موهایش را با نمی‌دانم چه رو به عقب، به کف سرش چسبانده بود. دومین شوک: هر چه دلش می‌‌خواست می‌گفت. پرت و پلا می‌گفت. این که این قصر از چند نسل پیش، متعلق به خانواده او بوده است. امروز در قصر تنها زندگی می‌کند در انتظار تشکیل خانواده است تا از نو خندق‌های باغ را پر از آب کند. می‌گفت قصر مکانی نفرین شده است چون مخفیانه ساخته شده، آن هم برای معشوقه سومین حرامزاده فرانسوی اول. معشوقه ، دخترکی کافر بوده که از عشق فرانسوا دیوانه شده و در آتش حسادت می‌سوخته، می‌گویند یکی از جادوگرهای قهار زمان خودش بوده است. و خانم‌ها، آقایان، امروز هنوز، شب‌هایی که ماه در ده روز اول قمری، حنایی رنگ می‌شود، صداهای بسیار عجیبی به گوش می‌رسد، انگار نوع عجیبی از پرنده‌های شکاری در سرداب‌های قصر به پرواز در‌می‌آیند، سرداب‌هایی که در گذشته به جای زندان از آن‌ها استفاده می‌شد. هنگام بازسازی آشپزخانه‌ای که چندی پیش دیدید، پدربزرگم استخوان‌هایی پیدا کرد که تاریخ‌شان به جنگ‌های صد ساله می‌رسید و نیز سکه‌هایی که با مهر لویی نهم ضرب شده بوند. آن قالی را در سمت چپ می‎‌بینید؟ متعلق به قرن هفتم میلادی است.

مشخصات کتاب گریز دلپذیر

  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۸ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب گریز دلپذیر

حسهای لطیفی داشت. و اینکه جدا از مرزهای جغرافیایی و فرهنگهای متفاوت، آدمها همه جای دنیا چقدر میتونن شبیه باشن و میشه باهاشون همذات پنداری کرد.‌
در ۱ سال پیش توسط مانا ( | )
الکی پول صرف خرید این کتاب نکنین
در ۱ سال پیش توسط sha...i09 ( | )
در سطح عالی نبود اما من از خوندنش لذت بردم
در ۲ سال پیش توسط ale...ali ( | )
به نظرم خواننده رو جذب نمیکرد
در ۶ ماه پیش توسط nikta A ( | )
خیلی حس خوبی داره ، خوندنش واقعا لذت بخشه ، اسمش به متنش میاد
در ۱۰ ماه پیش توسط ریحانه عباس آبادی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۸
  • ۹
  • بعدی ›
  • آخرین ››